بسم الل الرحمن الرحیم
اصل نماز را باید وجود بخواند ؛ یعنی وجود تو باید در گفتن تک تک اذکار نماز در درونش صادق باشد ؛ بعد زبان تو تکلیف دارد در نماز آن را تأیید کند . یعنی اول وجود تو اقرار می کند و بعد زبان می گوید : ایّاک نعبد " . من بدون اینکه در نمازم توجه کنم و ببینم آیا وجود من این جمله را صادقانه گفت یا کاذبانه و آیا من واقعا فقط و فقط در کارهایم از او یاری می خواهم که زبان دارد می گوید ؛ به نماز می ایستم و بدون ادراک ، با حواس پرتی و از روی عادت روزانه می گویم : " ایّاک نعبد " و با حواس پرتی هم نماز را به پایان می رسانم و السلام علیکم و..
بعد در خارج از نماز برای راه افتادن کارم به دنبال این و آن می دوم و اصلا یادم می رود که در نماز گفتم : " ایّاک نستعین " و یادم می رود که فقط از او یاری خواستم . حال چرا در خارج از نماز هم اول از او یاری نمی خواهی ؛ بعد با توکل بر او حرکت نمی کنی ؟ چرا بعد از اتمام نماز یادت می رود که موکّل تو در تمام کارها اوست و قادر مطلق و مسبّب اصلی اوست ؛ اما تو با حماقت دنبال معبودهای دیگر راه می افتی و یادت می رود ساعتی پیش در پیشگاه معبودی زیبا ایستادی و گفتی : " ایّاک نعبد و ایّاک نستعین "
نظرات شما عزیزان:
برچسبها:


















